السيد الخميني

36

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

بود . بنى اسرائيل هم كارى از آنها نمىآمد جز شلوغكارى ! چنانچه حالا هم همين ، جز شلوغكارى كارى از آنها نمىآيد . پيغمبر اكرم - صلى اللَّه عليه و آله و سلم - از اول كه قيام كرد ، تنها - تنها قيام كرد و دعوت كرد مردم را . قومش را دعوت كرد به حقْ تعالى و به توحيد و هيچ كس همراهش نبود . تنهايى قيام كرد اول هم . مثلًا زنش كه در منزل بود - حضرت خديجه - به او ايمان آورد ، و حضرت امير كه بچه‌اى بود آن وقت ايمان آورد ؛ و بعد كم كم در مدينه . در مكه هم كه بودند - در سيزده سال - نشد يك كارى انجام بدهند ، براى اينكه مكّىها همه مقتدر و چيزدار بودند و مىديدند كه اگر اين رشد بكند با منافعشان مخالف است . از اين جهت با او مخالفت مىكردند ، از خوف اينكه اين رشد پيدا بكند و با منافعشان چه بشود . اين بتها هم آلت بود پيش آنها . همچو نبود كه بت‌پرستها خيلى به بت هم همچو [ معتقد باشند ] ؛ عمده منافع ماديشان بود كه آنها در مقابلش مىديدند پيغمبر اكرم است و منافع مادىشان در ضرر است . تا در مكه بودند - تقريباً - مىشود گفت تنها بودند . يكى - دو تا ، چند نفر مختصرى به ايشان گرويدند و اينها . فعاليت هم در مكه جز اينكه دعوت مىكردند و دعوت زيرزمينى - به اصطلاح - مىكردند چيزى نبود ؛ تا وقتى كه مقتضيات جور شد و رفتند به مدينه ؛ آن وقت از مدينه شروع كردند و در مقابل قدرتهاى بزرگ . ثمرهء اعتقاد به قدرت خدا وقتى كه مطلبْ الهى شد ، ديگر خوف از قدرتها [ نيست ؛ ] هيچ قدرتى مثل قدرت خدا نيست . خوف از قدرتها كسانى بايد داشته باشند كه اعتقاد به خداى تبارك و تعالى ندارند . مسلمين ، مؤمنينى كه اعتقاد دارند به مبدأ قدرت ، اينها از قدرتها نبايد بترسند . پيغمبر اكرم كه ايمان به قدرت مطلق خداى تبارك و تعالى داشت ، در صورتى كه عددشان كم بود و چيزى نبود و فقير هم بودند ، از همين فقيرهاى بيچاره بودند ، لكن قدرت ايمان داشتند و قيام كردند و قدرتها را يكى بعد از ديگرى شكستند و همه را دعوت به توحيد كردند ، توحيد را در جامعه رشد دادند ، و در يك زمان كمى ، مسلمينى